تبليغاتX
کلاف سردر گم - پنج شنبه ها
زندگی
مرد به ساعتش نگاه کرد ، دیر شده بود . دسته گل سرخ و زیبایی در دست داشت . وقتی رسید ،گل را تقدیمش کرد و گفت: « عزیزم منو ببخش دیر کردم . پنج شنبه ها مسیر خیلی شلوغه» و به ارامی گلاب را روی قبر ریخت و با دست دیگر سنگ قبر را شست .

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 2:48  توسط مهدی |